السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
533
تفسير الميزان ( فارسي )
طائفه را رفعت مىدهد و اين طائفه را پست مىگرداند . بحث روايتى در مجمع البيان مىگويد : مفسرين نقل كردهاند كه بنى عمرو بن عوف مسجد قبا را ساخته ، به نزد رسول خدا ( ص ) فرستادند تا تشريف آورده ، در آن نماز بگزارد ، رسول خدا ( ص ) آن مسجد را افتتاح فرمود ، جماعتى از منافقين از بنى غنم بن عوف برايشان حسد برده ، با خود گفتند : ما نيز مسجدى مىسازيم و در آن نماز مىگزاريم ، و ديگر به جماعت محمد ( ص ) حاضر نمىشويم . و آنها دوازده نفر بودند ، بعضى گفتهاند پانزده نفر بودند ، كه از جمله ايشان بود ثعلبه بن حاطب ، معتب بن قشير ، و نبتل بن حارث ، پس مسجدى پهلوى مسجد قبا ساختند . پس از آنكه از كار آن فارغ شدند نزد رسول خدا ( ص ) آمده ، در حالى كه آن جناب آماده سفر به تبوك مىشد ، بعرضش رساندند : يا رسول اللَّه ! ما براى افراد مريض و كسانى كه كارشان زياد است و نمىتوانند راه دورى طى نموده تا مسجد شما بيايند ، و نيز براى شبهاى بارانى و شبهاى زمستان مسجدى ساختهايم و ميل داريم بدانجا تشريف آورده ، در آن نماز بگزارى ، و براى ما به بركت دعا فرمايى . حضرت فرمود : من الان سر راه سفرم ، اگر ان شاء اللَّه برگشتم به محله شما مىآيم و در مسجد شما نماز مىگزارم ، ولى وقتى از سفر تبوك برگشت اين آيات نازل شد ، و وضع آن مسجد را روشن نمود « 1 » . رسول خدا ( ص ) عاصم بن عوف عجلانى و مالك بن دخشم را كه از قبيله بنى عمرو بن عوف بود فرستاد و به ايشان فرمود : به اين مسجدى كه مردمى ظالم آنجا را ساختهاند برويد ، و خرابش نموده آن را آتش بزنيد . و در روايت ديگرى آمده كه عمار ياسر و وحشى را فرستاد و آن دو آن مسجد را آتش زدند ، و دستور داد تا جاى آن را خاكروبه دان نموده ، كثافات محل را در آنجا بريزند « 2 » . مؤلف : و در روايت قمى آمده كه : آن جناب مالك بن دخشم خزاعى ، و عامر بن عدى از قبيله بنى عمرو بن عوف را فرستاد ، و مالك بدانجا شده به عامر گفت : صبر كن تا من
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 1 ص 649 ( 2 ) مجمع البيان ج 5 ص 72